تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
دنيا آستر را به خاطر اين كه ظاهر نمىشود، از جنس كم اهميتى تهيه مىكنند، و به اين ترتيب، كماهميتترين جنسهاى آن جهان، پرارزشترين جنس اين جهان است، اكنون بايد فكر كرد كه متاع پر ارزش آن چگونه است؟
قدر مسلم اين است كه، مواهب الهى در سراى ديگر، چيزى نيست كه در الفاظ ما بگنجد، و يا حتى قدرت تصور آن را داشته باشيم، تنها شبحى از دور، در لابلاى اين گونه آيات پرمعنى، براى ما تجلى مىكند.
اين نكته نيز قابل توجه است كه، در آيات ديگر قرآن مىخوانيم كه: بهشتيان بر «أَرائِك» (تختهاى سايباندار)، و «سَرِير» (تختهاى بدون سايبان)، تكيه مىكنند، اما در اينجا مىگويد: تكيه بر فرشها دارند، ممكن است اينها همه به خاطر تنوع در لذات بهشتى باشد كه، گاهى بر آن و گاهى بر اين تكيه مىزنند، و نيز ممكن است اين فرشهاى گرانبها را بر آن تختها بگسترانند، و يا اشاره به مسائل مهمترى است كه، درك آن براى ما ساكنان دنيا ممكن نيست.
و بالاخره در پنجمين نعمت، به چگونگى نعمتهاى اين باغ بهشتى اشاره كرده مىگويد: «ميوههاى رسيده اين دو بهشت در دسترس است» «وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ».
آرى، زحمتى كه معمولًا در چيدن ميوههاى دنيا وجود دارد در آنجا به هيچ وجه نيست.
«جَنى» (بر وزن بقا) به معنى ميوهاى است كه، موقع چيدن آن فرا رسيده، و «دان» در اصل «دانى» و به معنى نزديك است.
***
و باز همگان را در اينجا مخاطب ساخته مىگويد: «كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد»؟! «فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ».