تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١
ديگر منتقل مىكند.
تعبير به «أُولِى الأَبْصارِ» (صاحبان چشم) اشاره به كسانى است كه حوادث را به خوبى مىبينند، و با چشم باز موشكافى مىكنند، و به عمق آن مىرسند.
(واژه «بصر» معمولًا به عضو بينائى و «بصيرت» به درك و آگاهى درونى گفته مىشود). «١»
در حقيقت «أُولِى الأَبْصارِ» كسانى هستند كه: آمادگى گرفتن درسهاى عبرت را دارند، لذا قرآن به آنها هشدار مىدهد كه: از اين حادثه بهرهبردارى لازم كنيد.
شك نيست: منظور از گرفتن «عبرت» اين است كه حوادث مشابه را كه از نظر حكم عقل، يكسانند، بر هم مقايسه كنند، مانند مقايسه حال كفار و پيمانشكنان ديگر، بر يهود «بنى نضير»، ولى هرگز اين جمله ارتباطى با «قياسات ظنّى» كه بعضى در استنباط احكام دينى از آن استفاده مىكنند ندارد، و تعجب است كه: بعضى از فقهاى اهل سنت، براى اثبات اين مقصود از آيه فوق استفاده كردهاند، هر چند بعضى ديگر بر آن ايراد گرفتهاند.
خلاصه اين كه: منظور از «عبرت و اعتبار» در آيه فوق، انتقال منطقى و قطعى از موضوعى به موضوع ديگر است نه عمل كردن به پندار و گمان.
به هر حال، به راستى سرنوشت اين قوم يهود با آن قدرت و عظمت و شوكت، و با آن امكانات و استحكامات فراوان، سرنوشت عبرتانگيزى بود، كه حتى بدون آن كه دست به اسلحه ببرند، در مقابل جمعيت مسلمانان كه هرگز در ظاهر به پاى آنها نمىرسيدند، تسليم شدند، خانههاى خود را با دست خويش ويران كردند، و اموالشان را براى مسلمانان نيازمند بجا گذاردند، و در نقاط