تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
اين احتمال نيز داده شده كه، «بِأَعْيُنِنا» اشاره به فرشتگانى است كه، در امر هدايت «كشتى نوح» دخالت داشتند، ولى اين تفسير نيز، به همان دليلى كه در بالا گفته شد، ضعيف است.
سپس مىافزايد: «تمام اينها پاداشى بود براى كسى كه مورد تكذيب واقع شد (نوح)» «جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ». «١»
آرى، «نوح» عليه السلام همانند همه انبياء، از مواهب بزرگ الهى و از نعمتهاى عظيم او بود، كه بىخبران كفرانش كردند، و به آئينش كافر شدند. «٢»
***
پس آنگاه به عنوان نتيجهگيرى از اين ماجراى عظيم، مىفرمايد: «ما اين داستان را به عنوان درس عبرت و نشانهاى در ميان امتها باقى گذارديم، آيا كسى هست كه پند گيرد و متذكر شود»؟ «وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ».
و به راستى كه همه گفتنىها در همين ماجرا گفته شده، و آنچه بايد انسانى بيدار بفهمد از آن مىفهمد.
طبق اين تفسير، كه موافق آيات قبل و بعد مىباشد، ضمير «تَرَكْناها» به «قصه طوفان» و سرگذشت «نوح» عليه السلام و مخالفانش باز مىگردد، ولى، بعضى آن را اشاره به «سفينه نوح» مىدانند؛ زيرا مدتى اين كشتى در ميان مردم جهان باقيمانده بود، و هر كس چشمش به آن مىافتاد، تمام ماجراى طوفان نوح در برابرش مجسم مىشد، مخصوصاً اگر اين روايت را بپذيريم كه بقاياى اين كشتى تا عصر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله باقى بوده، و ادعاى بعضى كه در عصر ما نيز بقاياى آن را