تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
اين كه:
آيه مزبور يك سال بعد از هجرت، درباره منافقان نازل شده است، به خاطر اين كه روزى از «سلمان فارسى» پرسيدند: از آنچه در «تورات» است براى ما سخن بگو!، چرا كه در «تورات» مسائل شگفتانگيزى است (و به اين وسيله مىخواستند نسبت به قرآن، بىاعتنائى كنند) در اين هنگام، آيات آغاز سوره «يوسف» نازل شد، «سلمان» به آنها گفت: اين قرآن «احسن القصص» و بهترين سرگذشتها است، و براى شما از غير آن نافعتر است.
مدتى از تكرار سؤال خوددارى كردند، باز به سراغ «سلمان» آمدند و همان خواهش را تكرار كردند، در اين هنگام، آيه: أَللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ...: «خداوند بهترين سخن را نازل كرده كتابى كه آياتش (از نظر لطف و زيبائى و معنى) همانند يكديگر است آياتى مكرر دارد (اما تكرارى شوقانگيز) كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه در برابر پروردگارشان خاشعند مىافتد ...» نازل شد. «١»
باز، مدتى از تكرار اين سؤال، خوددارى كردند و بار سوم به سراغ «سلمان» آمدند و همان درخواست را تكرار كردند، در اين هنگام، آيه مورد بحث نازل شد (و آنها را مؤاخذه كرد كه: آيا موقع آن نرسيده است كه در برابر نام خدا خشوع كنيد و از اين سخنان دست برداريد).
در شأن نزول ديگرى، آمده است: ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در «مكّه» در خشكسالى و زندگى سختى به سر مىبردند، هنگامى كه مهاجرت كردند به فراوانى و نعمت رسيدند وضع آنها دگرگون شد، و قساوت بر قلوب عدهاى چيره گشت، در حالى كه لازم بود، بر ايمان و يقين و اخلاص آنها، به خاطر مصاحبت با قرآن