تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥
در كوههاى «آرارات» «قفقاز» مشاهده كردهاند.
اين احتمال نيز وجود دارد كه، آيه اشاره به هر دو معنى باشد، هم داستان «نوح» عليه السلام آيتى بود، و هم كشتى بازماندهاش در ميان مردم. «١»
***
و در آيه بعد، به عنوان يك سؤال تهديدآميز و پرمعنى، نسبت به كافرانى كه همان راه كفار زمان «نوح» عليه السلام را مىسپرند، مىگويد: «اكنون (بگوئيد) عذاب و انذارهاى من چگونه بود»؟! «فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ».
آيا واقعيت داشت، يا داستان و افسانه بود؟!
***
و در آخرين آيه مورد بحث، بر اين حقيقت تأكيد مىكند كه: «ما قرآن را براى تذكر آسان ساختيم، آيا كسى هست كه پند گيرد و متذكر شود»؟! «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ».
آرى، اين قرآن، هيچ پيچيدگى ندارد، و شرائط تأثير، در آن جمع است، الفاظش شيرين و جذاب، تعبيراتش زنده و پرمعنى، انذارها و بشارتهايش صريح و گويا، داستانهايش واقعى و پرمحتوا، دلائلش قوى و محكم، منطقش شيوا و متين، خلاصه آنچه لازمه تأثير گذاردن يك سخن است در آن جمع است، و به همين دليل، هر زمان دلهاى آماده با آن تماس يابد، مجذوب آن مىشود، و در طول تاريخ اسلام نمونههاى عجيب و شگفتانگيزى از تأثير عميق قرآن در دلهاى آماده ديده مىشود، كه شاهد گوياى اين امر است.
ولى، چه مىتوان كرد، هنگامى كه نطفه حياتى يك بذر، مرده باشد، اگر در