تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢١
سوى او باز مىگرديم، چرا كه مبدأ و منتهى او است.
قابل توجه اين كه، در سه آيه قبل نيز، عين اين توصيف آمده بود: «لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ»، اين تكرار، ممكن است به آن خاطر باشد كه در آنجا، تنها از مسأله حيات و مرگ موجودات زنده سخن در ميان بود، و اينجا دامنه بحث گستردهتر شده، و سخن از بازگشت همه امور به سوى او است.
و نيز در آنجا مقدمهاى بود براى بيان قدرت خداوند بر همه چيز، و در اينجا مقدمهاى براى بازگشت همه چيز به سوى او، كه اين هر دو، لازمه مالكيت خداوند، نسبت به آسمانها و زمين است.
تعبير به «الامور» به صيغه جمع، نشان مىدهد كه نه تنها انسانها، كه همه موجودات، به سوى او در حركتند، حركتى دائم، و توقفناپذير!
بنابراين، مفهوم آيه، منحصر به بازگشت انسانها در آخرت به او نيست، هر چند موضوع معاد، يكى از مصاديق روشن آن محسوب مىشود.
***
در آخرين آيه مورد بحث، به دو وصف ديگر نيز اشاره كرده مىفرمايد: «او شب را در روز، و روز را در شب داخل مىكند» «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ». «١»
آرى، تدريجاً از يكى مىكاهد و به ديگرى مىافزايد، و طول شب و روز را در سال تغيير مىدهد، همان تغييرى كه همراه با فصول چهارگانه سال است، با تمام بركاتى كه براى انسانها در اين فصول، نهفته است.
اين آيه، تفسير ديگرى نيز دارد، و آن اين كه: به هنگام طلوع و غروب آفتاب هرگز تغيير نظام نور و ظلمت دفعتاً رخ نمىدهد، تا براى انسانها و موجودات زنده ديگر، موجب انواع مشكلات گردد، بلكه اين امر، به صورت تدريجى رخ مىدهد، و موجودات را آرام، آرام، از روشنائى روز، به تاريكى شب و از تاريكى