تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١
را اطعام كند، يعنى اين كفاره جنبه تخييرى ندارد بلكه جنبه ترتيبى دارد.
٢- «ظهار» از گناهان كبيره است، و لحن آيات فوق، شاهد گوياى اين مطلب مىباشد، و اين كه بعضى آن را از صغائر شمرده و مورد عفو مىدانند نظر درستى نيست.
٣- هرگاه كسى قادر به اداى كفاره در هيچ مرحله نباشد، آيا مىتواند تنها به «توبه و استغفار» قناعت كند، و به زندگى زناشوئى بازگردد؟ در ميان فقهاء اختلاف نظر است، جمعى به اتكاء حديثى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده «١» معتقدند: در كفارات ديگر، «توبه و استغفار» به هنگام عدم قدرت كافى است، ولى در «كفاره ظهار» كفايت نمىكند، و بايد از طريق طلاق ميان آن دو، جدائى افكند.
در حالى كه جمعى ديگر معتقدند: در اينجا نيز «استغفار و توبه»، جانشين كفاره مىشود، و دليل آنها روايت ديگرى است كه از امام صادق عليه السلام در اين زمينه نقل شده است. «٢»
بعضى نيز معتقدند: در صورت امكان هيجده روز روزه بگيرد كافى است. «٣»
جمع ميان روايات نيز، بعيد نيست به اين ترتيب كه در صورت عدم توانائى به هر شكل و صورت، مىتواند استغفار كرده به زندگى زناشوئى بازگردد، (زيرا اين گونه جمع، با توجه به معتبر بودن سند هر دو حديث، حديثى كه اجازه رجوع مىدهد و حديثى كه امر به جدائى مىكند، جمعى است شناخته شده و در فقه نظائر فراوانى دارد) هر چند مستحب است در چنين صورتى از همسرش جدا گردد.