تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥
فقيرى را غنى مىكند»!
امير گفت: فَرَّجْتَ عَنِّي فَرَجَ اللَّهُ عَنْكَ: «مشكلى را براى من گشودى، خداوند مشكلت را بگشايد» و بعد او را اكرام كرد و انعام داد. «١»
***
٣- حركت جوهرى
بعضى از طرفداران «حركت جوهرى» به آياتى از قرآن استدلال كرده و يا لااقل آن را اشارهاى بر مقصود خود مىدانند، از جمله همين آيه «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍ» است.
توضيح اين كه: قدماى فلاسفه معتقد بودند، حركت تنها در چهار مقوله عرضيه امكانپذير است (مقولههاى «اين»، «كم»، «كيف» و «وضع») و به تعبير سادهتر، ممكن است يك جسم از نظر مكان تغيير محل دهد، و يا نمو كرده بر كميتش افزوده شود، و يا فى المثل رنگ و بو و طعم آن (همچون يك سيب بر درخت) تغيير يابد، و يا در جاى خود و به دور خويش بگردد (مانند حركت وضعى زمين)، ولى معتقد بودند هرگز در جوهر و ذات جسم حركت امكانپذير نيست؛ چرا كه در هر حركتى بايد ذات متحرك ثابت باشد، و عوارض آن دگرگون شود، و گرنه، حركت، مفهومى نخواهد داشت.
ولى فلاسفه متأخرين اين نظريه را رد كردند و معتقد به حركت جوهرى شده، گفتند: اساس حركت در ذات و جوهر است كه، آثار آن در عوارض ظاهر مىشود.
نخستين كسى كه اين نظر را به صورت مشروح و مستدل عرضه كرد «ملاصدراى شيرازى» بود، او گفت: تمام ذرات كائنات و جهان ماده يكپارچه