تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢
تعليمات خود، اشاره به سرنوشت اقوام پيشين مىكند، تا شاهد گويائى براى آن باشد، در اينجا نيز بعد از ذكر مسائل پيشين درباره ارسال رسولان همراه بينات و كتاب و ميزان، و همچنين لزوم سبقت مردم بر يكديگر در وصول به غفران پروردگار و سعادت جاويدان، از بعضى از اقوام و پيامبران پيشين نام مىبرد و اين اصول كلى را در زندگى آنها مجسم مىسازد.
نخست از «نوح» عليه السلام و «ابراهيم» عليه السلام كه شيخ الانبياء، و سر سلسله رسولان حق بودند شروع كرده، مىفرمايد: «ما نوح و ابراهيم را فرستاديم، و در دودمان آنها نبوت و كتاب آسمانى قرار داديم» «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ».
اما همگى، از اين ميراث بزرگ و مواهب عظيم خداوند، بهره نگرفتند، «گروهى در پرتو آن هدايت يافتند، و بسيارى از آنها فاسق و گنهكار و بىايمانند» «فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ».
آرى، نبوتِ توأم با شريعت و آئين، از نوح عليه السلام شروع شد، و بعد از او ابراهيم عليه السلام پيامبر اولو العزم ديگر، اين خط را تداوم بخشيد، و همچنان در طول اعصار و قرون در فرزندان و دودمان آنها ادامه يافت، اما هميشه اقليتى از اين نور هدايت بهره گرفتند، در حالى كه اكثريت، راه خطا را پوئيدند!
***
آنگاه اشاره سربستهاى به سلسله انبياى ديگر، و آخرين آنها قبل از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كرده مىافزايد: «سپس به دنبال آنها رسولان ديگر خود را آورديم» «ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا».
يكى بعد از ديگرى، قيام كردند و چراغ هدايت را فرا راه مردم قرار دادند، تا نوبت به حضرت مسيح عليه السلام رسيد.