تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
درخت؟ عرض كرد: درخت سدر؛ زيرا داراى خار است، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: مگر خداوند نمىفرمايد: «فِى سِدْرٍ مَخْضُودٍ» مفهومش اين است: خارهاى آن را قطع كرده است، و به جاى هر خار، ميوهاى قرار داده، و هر ميوهاى هفتاد و دو رنگ ماده غذائى دارد كه، هيچ يك شباهتى به ديگرى ندارد»!. «١»
***
دومين موهبت اين است: «آنها در سايه درختان «طلح متراكم» به سر مىبرند» «وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ».
«طلح» درختى است سبز و خوشرنگ و خوشبو، جمعى گفتهاند: همان درخت موز است كه، برگهاى بسيار پهن و سبز و زيبا، و ميوهاى شيرين و گوارا دارد، و «منضود» از ماده «نضد» به معنى «متراكم» است.
ممكن است اين تعبير، اشاره به تراكم برگها يا تراكم ميوهها، و يا هر دو باشد، حتى بعضى گفتهاند: اين درختان، چنان پر ميوه است كه، ساقه و شاخهها غرق ميوه و پوشيده از آن مىباشد.
بعضى از مفسران گفتهاند: با توجه به اين كه درخت سدر برگهائى بسيار كوچك، و درخت موز برگهائى بسيار پهن، بزرگ و گسترده دارند، ذكر اين دو درخت، اشاره لطيفى به تمام درختان بهشتى است كه در ميان اين دو قرار دارد. «٢»
***
سومين نعمت بهشتى را، چنين بيان مىكند: «و سايه كشيده و گسترده» «وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ».
بعضى اين سايه گسترده را به حالتى شبيه «بين الطلوعين» تفسير كردهاند كه، سايه همه جا را فرا گرفته است و در حديثى در «روضه كافى» اين معنى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است. «٣»