تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٦
نزديك مكّه) آمده، و مخفيانه با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بيعت كردند، و به صورت مبلغانى به سوى «مدينه» بازگشتند، و حتى يكى از مسلمانان «مكّه» را به نام «مصعب بن عمير» به عنوان مبلّغ همراه خود به «مدينه» بردند تا افكار عمومى را براى هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله آماده سازند.
بنابراين، نه تنها خانههاى ظاهرى را آماده پذيرائى مهاجران كردند، كه خانه دل و جان و محيط شهر خود را تا آنجا كه مىتوانستند آماده ساختند.
تعبير «مِنْ قَبْلِهِم» نشان مىدهد كه اينها همه، قبل از هجرت مسلمانان «مكّه» بوده است، و مهم همين است.
مطابق اين تفسير، انصار مدينه نيز جزء مستحقين اين اموال بودند، و اين منافات با آنچه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه تنها به دو يا سه نفر از طايفه انصار از اموال «بنى نضير» بخشيد، ندارد، زيرا ممكن است در ميان انصار افراد مسكين و فقير، غير از آن چند نفر نبوده، در حالى كه شرط قبول اين اموال فقر و نياز بوده است، به عكس مهاجرين كه اگر هم مصداق فقير نبودهاند مصداق «ابن السبيل» محسوب مىشدند. «١»
سپس به سه توصيف ديگر، كه بيانگر كل روحيات «انصار» مىباشد پرداخته، چنين مىگويد: «آنها چنان هستند كه هر مسلمانى به سوى آنها هجرت كند دوست دارند «يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ».
و در اين زمينه تفاوتى ميان مسلمانان از نظر آنها نيست، بلكه مهم نزد آنان مسأله ايمان و هجرت است، و اين دوست داشتن يك ويژگى مستمر آنها محسوب مىشود.