تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩
و با سلاح بر مغز اين گردنكشان مىكوبند تا در برابر قسط و عدل تسليم شوند، و البته از يارى مردم با ايمان در اين مسير كمك گرفته مىشود.
و اين كه در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: بُعِثْتُ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَىِ السَّاعَةِ، حَتّى يُعْبَدَ اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَرِيكَ لَهُ وَ جَعَلَ رِزْقِى تَحْتَ ظِلِّ رُمْحِى: «من در آستانه رستاخيز مبعوث به شمشير شدهام، تا خداى يگانه پرستش شود، و روزى من در سايه نيزه من است» «١» اشاره به همين است يعنى مأمورم سلاح را در مقابل اين گروه به كار گيرم نه به عنوان اصل و اساس كار، همان گونه كه در آيه فوق صريحاً آمده است.
در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي السَّيْفِ وَ تَحْتَ السَّيْفِ وَ فِي ظِلِّ السَّيْفِ: «خوبيها تمام در شمشير است، و زير شمشير و در سايه شمشير»!. «٢»
و نيز در حديثى از امام امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فَرَضَ الْجِهَادَ وَ عَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ وَ نَاصِرَهُ وَ اللَّهِ مَاصَلُحَتْ دُنْيَا وَ لادِينٌ إِلَّا بِهِ: «خداوند جهاد را واجب كرده و آن را بزرگ شمرده، و آن را يار و ياورش قرار داده، به خدا سوگند نه دنيا و نه دين، جز با جهاد اصلاح نمىشود». «٣»
اين سخن را با حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم: فرمود:
لايُقِيمُ النَّاسَ إِلَّا السَّيْفُ وَ السُّيُوفُ مَقَالِيدُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ: «مردم را جز شمشير برپا نمىدارد، و شمشيرها كليدهاى بهشت و دوزخند». «٤»
بنابراين، رهبران الهى در يك دست كتب آسمانى، و در دست ديگر شمشير دارند، نخست، مردم را با منطق به سوى حق و عدل دعوت مىكنند، هرگاه