تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧
١٨ كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ
١٩ إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
٢٠ تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
٢١ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ
٢٢ وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
ترجمه:
١٨- قوم عاد (نيز پيامبر خود را) تكذيب كردند؛ پس (ببينيد) عذاب و انذارهاى من چگونه بود!
١٩- ما تندباد وحشتناك و سردى را در يك روز شوم مستمر بر آنها فرستاديم.
٢٠- كه مردم را همچون تنههاى نخل ريشهكن شده از جا برمىكند!
٢١- (پس ببينيد) عذاب و انذارهاى من چگونه بود!
٢٢- ما قرآن را براى تذكّر آسان ساختيم؛ آيا كسى هست كه متذكّر شود؟!
تفسير:
و همچنين سرنوشت قوم عاد
قوم ديگرى كه سرگذشت آنها در اين سوره به دنبال سرگذشت فشرده قوم «نوح» عليه السلام آمده، قوم «عاد» است، كه قرآن به عنوان هشدارى به كافران و مجرمان در آيات مورد بحث، به طور فشرده به آن اشاره كرده، مىگويد: «قوم عاد نيز پيامبر خود را تكذيب كردند» «كَذَّبَتْ عادٌ».