تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤١
ناآگاه به فنون جنگند «بلكه به هنگامى كه درگيرى در ميان خودشان رخ مىدهد، پيكارشان شديد است» «بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ».
اما در برابر شما، صحنه دگرگون مىشود، و رعب و وحشت و اضطراب عجيبى بر آنها حكمفرما، مىگردد.
البته، اين نيز تقريباً يك اصل كلى است، در مورد پيكار همه اقوام بى ايمان در ميان خودشان، و سپس پيكار با مؤمنان، و نمونههاى آن را در تاريخ معاصر كراراً ديدهايم كه وقتى افراد بىخبر از خدا، به جان هم افتاده، چنان محكم يكديگر را كوبيدهاند كه انسان در جنگجوئى آنها شك نمىكند، اما هنگامى كه در مقابل گروهى مؤمن و آماده «شهادت فى سبيل اللّه» قرار مىگيرند، فوراً خود را به پشت سلاحها و سنگرها و دژهاى مستحكم مىكشند، و وحشت سر تا پاى آنها را فرا مىگيرد، و به راستى اگر مسلمانان، ايمان و ارزشهاى اسلامى را زنده و حاكم كنند، باز در مقابل دشمنان، از چنين عامل برترى برخوردار خواهند بود.
و در ادامه همين آيه، به عامل ديگرى براى شكست و ناكامى آنها پرداخته، مىفرمايد: «به ظاهر آنها كه مىنگرى آنها را متحد و متفق تصور مىكنى، در حالى كه دلهاى آنها پراكنده است، و اين به دليل آن است كه قومى هستند نا آگاه و فاقد تعقل» «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لايَعْقِلُونَ».
«شَتّى» جمع «شتيت» يعنى «متفرق».
راستى، قرآن در تحليل مسائل بسيار دقيق و الهام بخش است، مىگويد:
«تفرقه و نفاق درونى» ناشى از «جهل و بىخبرى و نادانى» است، چرا كه «جهل» عامل شرك است، و شرك عامل پراكندگى، و پراكندگى سبب شكست، و به عكس «علم» عامل توحيد در عقيده و عمل و اتفاق و هماهنگى است كه آن هم به نوبه خود، سرچشمه پيروزيها است.