تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦
نه كسى به يارى آنها برمىخيزد». «١»
و نيز مىخوانيم: وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لانُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمؤمنينَ: «اگر حال آنها را ببينى هنگامى كه در برابر آتش دوزخ ايستادهاند و مىگويند اى كاش بار ديگر به دنيا باز مىگشتيم، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمىكرديم، و از مؤمنان بوديم» (ولى از آنها پذيرفته نمىشود). «٢»
و از سوى چهارم، عذاب الهى به اندازهاى شديد است كه مادران، فرزندان خود را فراموش كرده، بارداران سقط جنين مىكنند، و مردم گيج و مست به نظر مىرسند، در حالى كه مست نيستند، ولى عذاب خداوند شديد است» (يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذاب اللَّهِ شَدِيْدٌ). «٣»
به اين دليل، گنهكاران به قدرى گرفتار اضطراب و وحشت مىشوند كه دوست دارند هر چه در جهان است بدهند و از عذاب الهى نجات يابند: يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ* وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ* وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ* وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ* كَلَّا إِنَّها لَظى: «مجرم آرزو مىكند براى نجات از عذاب آن روز، فرزندانش را بدهد* و همسر و برادر* و خويشاوندانش را كه در مشكلات پناهگاه او بودند* تمام كسانى را كه در روى زمين هستند فدا كند تا از عذاب الهى رهائى يابد* اما فايدهاى ندارد، آتش