تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢
باعث توليد نطفه انسان مىشود تركيبى است از «اسپرم» (نطفه مرد) با «اوول» (نطفه زن) و «اسپرمها» كرمكهاى بسيار كوچك ذرهبينى هستند كه، در هر مرتبه انزال، ممكن است بين دو تا پانصد ميليون «اسپرم» در آن وجود داشته باشد! (يعنى به اندازه جمعيت چندين كشور جهان!). «١»
و عجب اين كه، اين موجود بسيار كوچك، بعد از تركيب با نطفه زن، به زودى رشد مىكند، و به طور سرسامآورى تكثير يافته، و سلولهاى بدن انسان را مىسازد، و با اين كه سلولها ظاهراً همه مشابهند، به زودى از هم جدا مىشوند، گروهى قلب انسانى را تشكيل مىدهند، گروهى دست و پا، و گروهى گوش و چشم، و هر يك درست در جاى خود قرار مىگيرند، نه سلولهاى قلب به جاى كليه مىروند، و نه سلولهاى كليه به جاى قلب، نه ياختههاى گوش در محل ياختههاى چشم قرار مىگيرند و نه بر عكس، خلاصه اين كه، نطفه در دوران جنينى، عوالم پر غوغائى را طى مىكند تا به صورت طفلى متولد گردد، و همه اينها در پرتو خالقيت مستمر و مداوم الهى است، در حالى كه نقش ساده انسان در اين خلقت، فقط در يك لحظه تمام مىشود، و آن لحظه ريختن نطفه است در رحم و بس!
آيا اين خود دليل زندهاى بر مسأله معاد نيست؟ كه چنين قادر متعالى قدرت بر احياى مردگان را دارد؟!. «٢»
***
آنگاه به بيان دليل سوم پرداخته، مىگويد: «ما در ميان شما مرگ را مقدر ساختيم، و هرگز كسى بر ما پيشدستى نمىكند» «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما