تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤
اين واقعيت است كه: هجرت آنها نه براى دنيا و هواى نفس، بلكه براى جلب خشنودى پروردگار و ثواب او بوده است.
بنابراين «فضل» در اينجا به معنى «ثواب» است، و «رضوان» همان خشنودى پروردگار، كه مرحله والاترى از تمناى ثواب مىباشد، همان گونه كه در آيات متعددى از قرآن نيز، به همين معنى آمده، از جمله در آيه ٢٩ سوره «فتح» در آنجا كه اصحاب رسول اللّه را با اين عبارت توصيف مىكند: تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً: «آنها را پيوسته در حال ركوع و سجود مىبينى در حالى كه فضل خدا و رضاى او را مىطلبند».
حتى تعبير به «فضل» ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه آنها اعمالشان را ناچيزتر از آن مىدانند كه استحقاق ثوابى بياورد، بلكه ثواب را يك انعام الهى مىشمرند!
جمعى از مفسران، «فضل» را در اينجا به معنى «رزق و روزى دنيا» تفسير كردهاند؛ چرا كه در بعضى از آيات ديگر قرآن نيز به همين معنى آمده، ولى با توجه به اين كه: مقام، مقام بيان اخلاص مهاجران است اين معنى مناسب نيست، بلكه مناسب، همان پاداش الهى است.
البته، اين احتمال بعيد نيست كه «فضل» اشاره به نعمتهاى جسمانى بهشت باشد، و «رضوان» به نعمتهاى معنوى و روحانى، ولى هر چه هست مربوط به آخرت است نه دنيا.
ديگر اين كه، آنها «پيوسته در خدمت آئين حق و يارى رسول او هستند» و لحظهاى از جهاد در اين راه دست بر نمىدارند.
(توجه داشته باشيد جمله «يَنْصُرُون» فعل مضارع و دليل بر استمرار است).
به اين ترتيب، آنها اهل سخن و ادعا نيستند، بلكه ايمان خود را با «جهاد