تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠
مسأله ميزان و سنجش به كار رفته است، كه از دايرههاى بزرگ به دوائر كوچكتر منتقل مىشود. «١»
اهميت ميزان، به هر معنى در زندگى و حيات انسان، چنان است كه، هرگاه همين مصداق محدود و كوچكش يعنى «ترازو» را يك روز از زندگى حذف كنيم، براى مبادله اشياء، گرفتار چه دردسرها و هرج و مرجها، دعوا و نزاعها خواهيم شد.
به همين نسبت، هرگاه مفاهيم گستردهتر آن حذف شود، نابسامانى افزونتر و بىحساب است.
از آنچه گفتيم، روشن مىشود: اين كه در بعضى از روايات «ميزان» به وجود «امام» عليه السلام تفسير شده، به خاطر آن است كه وجود مبارك امام معصوم، وسيلهاى است براى سنجش حق از باطل، و معيارى است براى تشخيص حقايق، و عامل مؤثرى است براى هدايت، «٢» همچنين تفسير ميزان به «قرآن مجيد» نيز ناظر به همين معنى است.
و به هر حال، با توجه به اين كه همه اين آيات، در مقام ذكر نعمتهاى الهى است، روشن مىشود كه وجود «ميزان» چه در كل جهان هستى و چه در جامعه انسانيت و روابط اجتماعى، و چه در كار، كسب و تجارت، همه از نعمتهاى گرانبهاى خداوند است.
***