تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨
زيرا منظور از «اسم» در اينجا اوصاف پروردگار است، مخصوصاً صفت «رحمانيت» كه منشأ همه اين بركات است، و به تعبير ديگر، افعال خداوند از صفات او سرچشمه مىگيرد، اگر عالم هستى را با نظام آفريد و در همه چيز ميزان قرار داد، «حكمت» او ايجاب مىكرد، و اگر قانون عدالت را در همه چيز حكمفرما فرمود، «علم و عدل» او ايجاب مىكند، و اگر مجرمان را در انواع مجازاتهائى كه در اين سوره اشاره شد گرفتار مىسازد، «منتقم» بودنش اقتضا مىنمايد، و اگر مؤمنان صالح را مشمول انواع مواهب معنوى و مادى در اين جهان و جهان ديگر قرار مىدهد، «فضل و رحمت» واسعه او ايجاب مىكند، بنابراين «اسم» او اشاره به «صفات» او است، و «صفات» او هم «عين ذات پاك» او است.
تعبير به «ذى الجلال و الاكرام» اشارهاى است به تمام صفات جمال و جلال او، (ذى الجلال اشاره به صفات سلبيه، و ذى الاكرام اشاره به صفات ثبوتيه است).
جالب اين كه، اين سوره با نام خداوند، «رحمان» آغاز شد، و با نام پروردگار، «ذو الجلال و الاكرام» پايان مىگيرد، و هر دو هماهنگ با مجموعه محتواى سوره است.
***
نكتهها:
١- در آيه ٧٢ اين سوره، بعد از ذكر نعمتهاى مختلف معنوى و مادى دنيا مىفرمايد: «وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُوالْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» و در پايان سوره بعد از ذكر انواع نعمتهاى بهشتى مىفرمايد: «تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِى الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» اين دو تعبير بيانگر اين واقعيت است كه، همه خطوط به ذات پاك او منتهى مىشود،