تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
اين شبيه همان چيزى است كه در آيات ١٧٣- ١٧١ سوره «صافات» آمده است: وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ* إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ* وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ: «وعده قطعى ما براى بندگان مرسل ما از قبل مسلم شده* كه آنها يارى مىشوند* و لشكر ما در تمام صحنهها پيروزند»!.
در طول تاريخ، اين پيروزى فرستادگان الهى در چهرههاى گوناگونى نمايان شده: در عذابهاى مختلفى همچون: طوفان نوح، صاعقه عاد و ثمود، و زلزلههاى ويرانگر قوم لوط، و مانند آن، و در پيروزى در جنگهاى مختلف، مانند غزوات «بدر»، «حنين» و «فتح مكّه» و ساير غزوات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله.
و از همه مهمتر، در پيروزى منطقى آنها بر مكاتب شيطانى و دشمنان حق و عدالت بوده است، و از اينجا پاسخ سؤال كسانى كه مىگويند: اگر اين وعده قطعى است، پس چرا بسيارى از رسولان الهى و امامان معصوم عليهم السلام و مؤمنان راستين را شهيد كردند و هرگز پيروز نشدند؟! روشن مىشود.
اين ايرادكنندگان در حقيقت معنى «پيروزى» را درست تشخيص ندادهاند، فى المثل ممكن است تصور كنند: امام حسين عليه السلام در كربلا شكست خورد، زيرا خود و يارانش شهيد شدند، در حالى كه مىدانيم او به هدف نهائيش كه: رسوائى «بنى اميه» و بنيان گذاردن مكتب آزادگى، و درس دادن به همه آزادگان جهان بود، رسيد، و هم اكنون به عنوان سرور شهيدان عالم (سيد الشهداء) و سر سلسله آزادگان جهان انسانيت، بر افكار قشر عظيمى از انسانها با پيروزى حكومت مىكند. «١»
اين نيز لازم به يادآورى است كه، همين حكم، يعنى پيروزى قطعى، طبق