تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
اصولًا تكيه بحثهاى اين سوره عمدتاً روى مسأله اثبات معاد است، در اين آيات به بحث و بررسى پيرامون ادله معاد مىپردازد، روى هم رفته هفت دليل بر اين مسأله مهم ارائه مىدهد كه، پايههاى ايمان را در اين زمينه قوى كرده، قلب انسان را به وعدههاى الهى كه، در آيات گذشته پيرامون «مقربان» و «اصحاب اليمين» و «اصحاب الشمال» آمده بوده، مطمئن مىسازد.
در مرحله اول، مىگويد: «ما شما را خلق كردهايم، چرا آفرينش مجدد را تصديق نمىكنيد»؟! «نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لاتُصَدِّقُونَ». «١»
چرا از رستاخيز و معاد جسمانى بعد از خاك شدن بدن، تعجب مىكنيد؟
مگر روز نخست شما را از خاك نيافريديم؟ مگر «حكم الامثال» واحد نيست؟
اين استدلال در حقيقت شبيه همان است كه در آيات ٧٨- ٧٩ سوره «يس» آمده كه، قرآن در پاسخ يكى از مشركان كه استخوان پوسيدهاى را در دست گرفته بود و مىگفت: «چه كسى اين استخوانها را زنده مىكند»! مىفرمايد: وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِى الْعِظامَ وَ هِىَ رَمِيْمٌ* قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِى أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيْمٌ: «او براى ما مثالى زد، و آفرينش نخستين خود را فراموش كرد و گفت: چه كسى استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند* بگو: همان كس كه آن را در آغاز آفريد، و او از همه مخلوقات خود آگاه است».
***
در آيه بعد، به دليل دوم اشاره كرده مىفرمايد: «آيا از نطفهاى كه در رحم