تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩
احضار كرده، فرمود: يَا عُثْمَانُ! إِنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَمْيَكْتُبْ عَلَيْنَا الرَّهْبَانِيَّةَ، إِنَّمَا رَهْبَانِيَّةُ أُمَّتِي الْجِهَادَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ: «اى عثمان! خداوند متعال رهبانيت را براى امت من مقرر نداشته، رهبانيت امت من جهاد در راه خدا است». «١»
اشاره به اين كه: اگر مىخواهى پشت پا به زندگى مادى بزنى، اين عمل را به صورت منفى و انزواى اجتماعى انجام مده، بلكه در يك مسير مثبت، يعنى جهاد در راه خدا، آن را جستجو كن.
سپس، پيامبر صلى الله عليه و آله بحث مشروحى درباره فضيلت نماز جماعت براى او بيان فرمود كه تأييدى است، بر نفى رهبانيت و انزوا.
در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر عليه السلام مىخوانيم: كه برادرش على بن جعفر عليه السلام از محضرش پرسيد: الرَّجُلُ الْمُسْلِمُ هَلْ يَصْلَحُ لَهُ أَنْ يَسِيحَ فِي الأَرْضِ أَوْ يَتَرَهَّبُ فِي بَيْتٍ لايَخْرُجُ مِنْهُ؟ قَالَ عليه السلام: لا: «آيا براى مرد مسلمان سزاوار است دست به سياحت بزند، يا رهبانيت اختيار كند، و در خانهاى بنشيند و از آن خارج نگردد؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمود: نه». «٢»
توضيح اين كه: سياحتى كه در اين روايت از آن نهى شده، چيزى همرديف رهبانيت، يعنى يك نوع «رهبانيت سيّار» بوده است، به اين معنى كه بعضى از افراد، بىآنكه خانه و زندگى براى خود تهيه كنند، يا كسب و كارى داشته باشند، به صورت جهانگردى بدون زاد و توشه، دائماً از نقطهاى به نقطه ديگر مىرفتند، و با گرفتن كمك از مردم و گدائى، زندگى مىكردند، و آن را يك نوع زهد و ترك دنيا مىپنداشتند، ولى اسلام، هم «رهبانيت ثابت» را نفى كرده است و هم «رهبانيت سيّار» را، آرى از نظر تعليمات اسلام، مهم آن است كه انسان در دل