تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥
و رو به سوى معصيت مىآورند، به گمان اين كه مجبورند، يا اين كه معتقدند مرتكبين گناهان كبيره، سرنوشتشان روشن نيست و آن را به قيامت مىاندازند. «١»
و در حديثى از «امام باقر» عليه السلام مىخوانيم: نُزِلَتْ هذِهِ فِى الْقَدْرِيَةِ: ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ: «اين آيات درباره «قدريه» نازل شده، در قيامت به آنها گفته مىشود: آتش دوزخ را بچشيد، ما هر چيزى را روى حساب و اندازه آفريديم» «٢» (اشاره به اين كه، منظور از اندازه و حساب اين است كه، براى هر گناهى، مجازات دقيقى معين ساختهايم، و اين يكى ديگر از تفسيرهاى آيه است، و يا اين كه، شما كه منكر تقدير الهى بوديد و خود را قادر بر هر چيز مىپنداشتيد و خدا را از قلمرو اعمال خود بيرون مىديديد، اكنون قدرت خدا را ببينيد، و بچشيد عذاب انحراف خود را).
***
٣- فرمان خداوند فقط يك كلمه است!
مىدانيم در ميان «علت تامه» و «معلول» هيچ گونه فاصله زمانى وجود ندارد، و لذا در اصطلاح فلاسفه، تقدم علت را بر معلول «تقدم رتبى» مىدانند، و در مورد اراده خداوند نسبت به امر ايجاد و خلقت كه، روشنترين مصداق علت تامه يا مصداق منحصر به فرد علت تامه است، اين معنى روشنتر مىباشد.
و لذا اگر آيه: وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ: (امر ما يك كلمه بيش نيست) را به كلمه «كُن» تفسير كردهاند، از تنگى بيان است، و الا كلمه «كُن» نيز تركيبى است از «كاف» و «نون» و نياز به زمان دارد، و حتى «فاء» در «فَيَكُون» كه معمولًا بيانگر نوعى زمان است، از جهت تنگى بيان مىباشد، و حتى تشبيه «كَلَمْحِ الْبَصَر» «٣»