تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
«جَمْع» به معنى «مجموع» است، و منظور در اينجا جماعتى است كه هدف و قدرت عمل دارند، و تعبير به «مُنْتَصِر» نيز تأكيدى بر اين معنى است، زيرا از ماده «انتصار» و به معنى انتقام گرفتن و پيروز شدن است.
قابل توجه اين كه، آيه قبل، به صورت «خطاب» بود، اما آيه مورد بحث، و آيات آينده، از كفار، به صورت «غائب» سخن مىگويد، و اين يك نوع تحقير است، يعنى شايسته نيستند، بيش از اين مخاطب به خطاب الهى شوند.
به هر حال، اگر آنها ادعاى چنين قدرتى كنند، آن نيز ادعاى بى اساسى است؛ چرا كه «آل فرعون» و قوم «عاد و ثمود» و امثال آنان كه از اينها قويتر بودند، در برابر عذاب الهى همچون پر كاه در برابر يك طوفان عظيم، كمترين مقاومتى از خود نشان ندادند، چه رسد به اين گروه اندك و فاقد همه چيز!
***
سپس، به عنوان يك پيشگوئى قاطع براى رد سخنان آنها، مىافزايد: آنها بدانند «جمعشان به زودى شكست مىخورد و فرار مىكنند» «سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ». «١»
جالب اين كه، «سَيُهْزَم» از ماده «هزم» (بر وزن جزم) در اصل به معنى فشار دادن جسم خشك است به حدى كه متلاشى شود، و به همين مناسبت در متلاشى شدن لشكر و در هم شكستن آن، به كار رفته است.
اين تعبير، ممكن است اشارهاى به اين نكته باشد كه، اگر چه آنها ظاهراً متحد و منسجمند، ولى چون موجوداتى خشك و فاقد انعطافند، در برابر يك فشار قوى، درهم مىشكنند، بر عكس مؤمنان كه صلابتى توأم با انعطاف دارند