تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥
آرى، در لحظاتى كوتاه، همه چيز پايان گرفت، و اثرى از آنها باقى نماند.
تعبير به «بُكْرَةً» (آغاز روز) به خاطر اين است كه «صَبَّحَهُم» معنى گستردهاى دارد كه تمام صبح را در بر مىگيرد، در حالى كه منظور، آغاز صبح است.
آيا اين ماجرا در آغاز طلوع فجر بوده؟ يا آغاز طلوع آفتاب؟ دقيقاً معلوم نيست، ولى شايد تعبير «بُكْرَةً»، بيشتر مناسب آغاز طلوع آفتاب باشد.
واژه «مُسْتَقِر» به معنى ثابت و پابرجاست، و در اينجا ممكن است اشاره به اين باشد كه، اين عذاب به قدرى كوبنده، قوى و نيرومند بود كه، هيچ چيز قدرت مقابله با آن را نداشت.
اين معنى نيز گفته شده است كه: چون اين عذاب دنيوى با عذاب برزخى آنها اتصال پيدا كرد، از آن تعبير به «مُسْتَقِر» شده است.
***
سپس مىافزايد: بار ديگر به آنها گفته شد: «اكنون بچشيد عذاب من و انذارهاى مرا» «فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ».
تا ديگر در انذارهاى پيامبران شك و ترديد نكنيد.
گرچه اين جمله دو بار در اين ماجرا ذكر شده، ولى پيداست جمله اول، اشاره به همان «عذاب مقدماتى»، يعنى نابينا شدن گروهى است كه به خانه «لوط» عليه السلام هجوم آوردند، و بار دوم، اشاره به «عذاب نهائى»، يعنى زلزله ويرانگر و باران سنگ مىباشد.
***
و بالاخره در آخرين آيه مورد بحث، براى چهارمين بار در اين سوره اين جمله پر معنى و بيدارگر را تكرار مىكند: «ما قرآن را براى پند گرفتن و يادآورى