تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩
٣٣ كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ
٣٤ إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ
٣٥ نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ
٣٦ وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ
٣٧ وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ
٣٨ وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ
٣٩ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ
٤٠ وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
ترجمه:
٣٣- قوم لوط انذارها را تكذيب كردند.
٣٤- ما بر آنها تندبادى كه ريگها را به حركت درمىآورد فرستاديم (و همه را هلاك كرديم)، جز خاندان لوط را كه سحرگاهان نجاتشان داديم!
٣٥- اين نعمتى بود از ناحيه ما؛ اين گونه هر كسى را كه شكر كند پاداش مىدهيم!
٣٦- او آنها را از مجازات ما بيم داد، ولى آنها اصرار بر مجادله و القاى شك داشتند!
٣٧- آنها از لوط خواستند ميهمانانش را در اختيارشان بگذارد؛ ولى ما چشمانشان را نابينا كرديم (و گفتيم:) بچشيد عذاب و انذارهاى مرا!
٣٨- سرانجام صبحگاهان و در اول روز عذابى پايدار و ثابت به سراغشان آمد!
٣٩- (و گفتيم:) پس بچشيد عذاب و انذارهاى مرا!
٤٠- ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم؛ آيا كسى هست كه متذكر شود؟!