تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
قابل توجه اين كه، قرآن در اينجا كشتن «ناقه» را به يك فرد نسبت داده است، در حالى كه در سوره «و الشمس» به همه آنها نسبت مىدهد مىفرمايد:
«فَعَقَرُوها» (قوم ثمود ناقه را كشتند) اين به خاطر آن است كه، آن يك نفر به نمايندگى و به رضايت همه قوم، اقدام به اين كار كرد، و مىدانيم كسى كه راضى به فعل ديگرى باشد، شريك در عمل او است. «١»
در بعضى روايات آمده كه: «قداره» قبلًا شراب نوشيد، و در حال مستى اقدام بر اين عمل زشت و جنايت بزرگ نمود.
در مورد طرز كشتن «ناقه» نيز اقوال گوناگونى است: بعضى گفتهاند: با شمشير آن را پى كرد، و بعضى گفتهاند: در كمين آن پشت صخرهاى قرار گرفت، نخست آن را با تير زد، و بعد با شمشير به آن حمله كرد.
***
آيه بعد، به عنوان مقدمهاى براى ذكر عذاب وحشتناك اين قوم سركش مىگويد: «اكنون بنگريد، عذاب و انذارهاى من چگونه بود»؟! «فَكَيْفَ كانَ عَذابِى وَ نُذُرِ».
***
و سپس مىافزايد: «يك صيحه بر آنها فرستاديم، و به دنبال آن همگى به صورت گياه خشك شده كوبيدهاى درآمدند كه صاحب چهارپايان براى حيوانات خود در آغل جمعآورى مىكند»! «إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً واحِدَةً فَكانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ».
«صَيْحَة» در اينجا به معنى صداى عظيمى است كه از آسمان برمىخيزد، و