تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣
روشن است، منظور از «غَداً» (فردا) آينده نزديك است، و اين تعبيرِ جالبِ لطيفى است.
در اينجا ممكن است سؤالى مطرح شود، و آن اين كه، در حال نزول اين آيات، آنها مجازات خود را مسلماً ديده بودند، ديگر جاى اين ندارد كه گفته شود فردا مىفهمند دروغگوى هوسباز كيست؟
در پاسخ اين سؤال، دو جواب مىتوان گفت: نخست اين كه: اين سخن در حقيقت به پيامبر خدا «صالح» عليه السلام گفته شده، و در آن روز و در آن شرائط، بيان گرديده، و مسلم است كه آن روز، هنوز عذاب نازل نشده بود.
ديگر اين كه: منظور از فردا، فرداى قيامت است كه، همه چيز به وضوح آشكار مىشود (ولى پاسخ اول مناسبتر و با آيات بعد سازگارتر است).
در اينجا سؤال ديگرى مطرح است، و آن اين كه: «مشركان قوم ثمود»، قبل از نزول عذاب نيز به واقعيت دعوت «صالح» عليه السلام پى برده، و معجزه انكارناپذيرش را مشاهده كرده بودند، پس چرا مىگويد: فردا مىفهمند؟
پاسخ اين سؤال، نيز با توجه به يك نكته روشن است، و آن اين كه: علم همواره مراتبى دارد، در بعضى از مراتب، ممكن است طرف مقابل انكار كند، اما گاه، به مرحلهاى مىرسد كه ديگر جاى انكار نيست، و همه چيز به رأى العين ديده مىشود، و منظور از علم در اينجا، همين مرحله كامل آن است.
***
بعد از آن به داستان «ناقه» كه به عنوان معجزه و سند گوياى صدق دعوت «صالح» عليه السلام فرستاده شده بود، اشاره كرده، مىافزايد: «به صالح وحى كرديم كه ما ناقه را براى آزمايش و امتحان آنها مىفرستيم، در انتظار پايان كار آنها باش و شكيبائى پيشه كن»! «إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ».