تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٦
و در آخرين آيه، از مسأله خلقت و آنچه مربوط به آن است، مانند نظم بندى و صورت بندى و قدرت و حكمت بحث مىكند.
و به اين ترتيب، اين آيات دست پويندگان راه معرفة اللّه را گرفته منزل به منزل پيش مىبرد، از ذات پاك او شروع مىكند، و به عالم خلقت مىآورد، و باز در اين سير الى اللّه از مخلوق نيز به سوى خالق مىبرد، قلب را مظهر اسماء و صفات الهى و مركز انوار ربانى مىكند و در لابلاى اين معارف و انوار، او را مىسازد و تربيت مىنمايد شكوفههاى تقوا را بر شاخسار وجودش ظاهر ساخته و لايق قرب جوارش مىكند، تا با تمام ذرات جهان همصدا شود، و تسبيحگويان نغمه سبوح و قدوسى سر دهد.
لذا، جاى تعجب نيست كه در روايات اسلامى، اهميت فوق العادهاى به اين آيات داده شده كه در نكات به خواست خدا به آن اشاره مىشود.
***
نكتهها:
١- نفوذ فوق العاده قرآن
تأثير قرآن، در قلوب و افكار، واقعيتى است انكار ناپذير، و در طول تاريخ اسلام، شواهد زيادى بر اين معنى ديده مىشود، و عملًا ثابت شده كه سختترين دلها با شنيدن آياتى چند، آنچنان نرم شده كه يكباره خود را به اسلام مىسپرد، تنها افراد لجوج و معاند از اين معنى مستثنا بودند، آنهائى كه هيچ جائى براى هدايت در وجودشان نبود.
لذا در آيات فوق خوانديم: «اگر اين قرآن بر كوهها نازل مىشد، خاضع و از هم شكافته مىگرديد»، و اينها همه، نشانه جاذبه اين كلام الهى است كه، ما نيز به هنگام تلاوت آن با حضور قلب، اين معنى را احساس مىكنيم.