تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٠
به هر يك، در تربيت نفوس و تهذيب قلوب، تأثير عميق دارد مىپردازد، و ضمن سه آيه پانزده صفت، و به تعبير، ديگر هيجده صفت از اوصاف عظيم او را بر مىشمرد، و هر آيه، با بيان توحيد الهى و نام مقدس «اللّه» شروع مىشود و انسان را به عالم نورانى اسماء و صفات حق، رهنمون مىگردد.
مىفرمايد: «او خدائى است كه معبودى جز او نيست، از غيب و شهود آگاه است و او رحمان و رحيم است» «هُوَ اللَّهُ الَّذِى لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ».
در اينجا قبل از هر چيز روى مسأله توحيد، كه خمير مايه همه اوصاف جمال و جلال و ريشه اصلى معرفت الهى است، تكيه مىكند، و بعد از آن روى علم و دانش او نسبت به غيب و شهود.
«شهادت» و «شهود»- چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد- حضور توأم با مشاهده است، خواه با چشم ظاهر باشد يا با چشم دل.
بنابراين هر جا قلمرو احاطه حسى و علمى انسان است، «عالم شهود» است، و آنچه از اين قلمرو بيرون است «عالم غيب» محسوب مىگردد، ولى همه اينها در برابر علم خدا يكسان است؛ چرا كه وجود بى پايان او، همه جا حاضر و ناظر است، و بنابراين جائى از قلمرو علم و حضور او، بيرون نيست.
و لذا در آيه ٥٩ سوره «انعام» مىخوانيم: وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لايَعْلَمُها إِلَّا هُو: «كليدهاى غيب تنها نزد او است و جز او كسى آن را نمىداند».
توجه به اين نام الهى، سبب مىشود كه انسان او را همه جا حاضر و ناظر بداند، و تقواى الهى را پيشه كند.
سپس، روى رحمت عامه او كه همه خلايق را شامل مىشود (رحمن) و رحمت خاصهاش كه ويژه مؤمنان است (رحيم) تكيه شده، تا به انسان اميد