تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٨
نظير)؛ براى او نامهاى نيك است؛ آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او مىگويند؛ و او عزيز و حكيم است!
تفسير:
اگر قرآن بر كوهها نازل مىشد، از هم مىشكافتند!
در تعقيب آيات گذشته كه از طرق مختلف براى نفوذ در قلوب انسانها استفاده مىكرد، و مسائل سرنوشتساز انسانها را در زندهترين صورتش بيان مىنمود، در اين آيات كه آخرين آيات سوره «حشر» و ناظر به همه آيات قرآن مجيد است، پرده از روى اين حقيقت بر مىدارد كه: نفوذ قرآن به قدرى عميق است كه اگر بر كوهها نازل مىشد، آنها را تكان مىداد، اما عجب از اين انسان سنگدل كه گاه مىشنود و تكان نمىخورد!
نخست مىفرمايد: «اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم مشاهده مىكردى كه در برابر آن خشوع مىكند، و از خوف خدا مىشكافد» «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ».
«و اينها مثالهائى است كه براى مردم مىزنيم، تا در آن بينديشند» «وَ تِلْكَ الْامْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ».
بسيارى از مفسران، اين آيه را به صورت تشبيه تفسير كردهاند و گفتهاند هدف اين است كه اين كوهها با همه صلابت و استحكامى كه دارند، اگر عقل و احساس مىداشتند، و اين آيات به جاى قلب انسانها بر آنها نازل مىشد، چنان به لرزه در مىآمدند كه از هم مىشكافتند، اما گروهى از انسانهاى قساوتمند و سنگدل مىشنوند و كمتر تغييرى در آنها رخ نمىدهد (جمله «وَ تِلْكَ الْامْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاس» را گواه بر اين تفسير گرفتهاند).