تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٥
النَّارِ!: «او نگاهى به پيش و پشت سر، طرف راست و چپ مىافكند، چيزى نمىيابد كه بتواند با آن صورتش را از آتش دوزخ حفظ كند»!. «١»
در حديث ديگرى مىخوانيم: پيامبر صلى الله عليه و آله با بعضى از يارانش نشسته بود، گروهى از قبيله «مضر» وارد شدند كه شمشير بر كمر داشتند (و آماده جهاد در راه خدا بودند) اما لباس درستى در تن آنها نبود، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آثار نيازمندى و گرسنگى را در چهره آنها ديد، رنگ صورتش دگرگون شد، به مسجد آمده و بر فراز منبر رفت، حمد و ثناى الهى بجا آورده فرمود: «خداوند اين آيه را در قرآن مجيد نازل كرده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَد ...» سپس افزود: در راه خدا انفاق كنيد پيش از آن كه قدرت، از شما سلب شود، و در راه خدا صدقه دهيد قبل از آن كه مانعى در اين راه ايجاد گردد، آنها كه دينار دارند از دينار، و آنها كه درهم دارند از درهم، و آنها كه گندم و جو دارند از گندم و جو، چيزى از انفاق را كوچك نشمريد هر چند به نيمى از يك دانه خرما باشد».
مردى از انصار برخاست و كيسهاى در دست مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله نهاد، آثار خوشحالى و سرور در صورت حضرت، نمايان شد، فرمود: «هر كس سنت حسنهاى بگذارد، و مردم به آن عمل كنند، پاداش آن و پاداش تمام كسانى كه به آن عمل مىكنند، نصيب او خواهد شد، بى آن كه چيزى از پاداش آنها كاسته شود، و هر كس سنت سيئهاى بگذارد گناه آن و گناه همه كسانى كه به آن عمل مىكنند بر او خواهد بود، بى آن كه از گناه آنها كاسته شود».
مردم برخاستند، آن كس كه دينار داشت، دينار آورد، و آن كه درهم داشت، درهم، و هر كس طعام و چيز ديگرى داشت، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آورد، و به اين