تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥١
در آخرين آيه مورد بحث، به مقايسه اين دو گروه (گروه مؤمنان با تقوا، و متوجه به مبدأ و معاد، و گروه فراموشكاران خدا كه گرفتار خود فراموشى شدهاند) پرداخته، مىگويد: «اصحاب دوزخ و اصحاب بهشت يكسان نيستند» «لايَسْتَوِى أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ».
نه در اين دنيا، نه در معارف، نه در نحوه تفكر، نه در طرز زندگى فردى و جمعى و هدف آن، و نه در آخرت و پاداشهاى الهى، خط اين دو گروه، در همه جا، و همه چيز، از هم جدا است، يكى به ياد خدا و قيامت و احياى ارزشهاى والاى انسانى، و اندوختن ذخائر براى زندگى جاويدان است، و ديگرى غرق شهوات و لذات مادى و گرفتار فراموشى همه چيز و اسير بند هوا و هوس. «١»
و به اين ترتيب، انسان بر سر دو راهى قرار دارد يا بايد به گروه اول بپيوندد، يا به گروه دوم و راه سومى در پيش نيست.
و در پايان آيه، به صورت يك حكم قاطع مىفرمايد: «فقط اصحاب بهشت رستگار و پيروزند» «أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ».
نه تنها در قيامت رستگار و پيروزند كه در اين دنيا نيز پيروزى و آرامش و نجات از آن آنها است، و شكست در هر دو جهان، نصيب فراموشكاران است.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه: «اصحاب الجنّه» را به كسانى تفسير فرمود، كه «از او اطاعت كردند و ولايت على عليه السلام را پذيرا شدند، و «اصحاب النّار» را به كسانى كه ولايت على عليه السلام را ناخوش داشتند و نقض عهد كردند و با او پيكار نمودند». «٢»
و البته، اين يكى از مصاديق روشنِ مفهوم آيه است و از عموميت مفهوم آيه