تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦
در اين كه: منظور از «انسان» در اين آيه كيست؟ آيا مطلق انسانهائى است كه تحت تأثير شيطان قرار گرفته، فريب وعدههاى دروغين او را مىخورند و راه كفر مىپويند، و سرانجام شيطان آنها را تنها گذاشته و از آنان بيزارى مىجويد؟
يا منظور: «انسان» خاصى است همانند «ابو جهل» و پيروان او كه در جنگ «بدر» به وعدههاى فريبنده شيطان دلگرم شدند، و عاقبت طعم تلخ شكست را چشيدند، چنان كه در آيه ٤٨ سوره «انفال» مىخوانيم: وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لاغالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّى جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّى بَرِىءٌ مِنْكُمْ إِنِّى أَرى ما لاتَرَوْنَ إِنِّى أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ: «و به ياد آوريد هنگامى كه شيطان اعمال مشركان را در نظرشان جلوه داد، و گفت هيچ كس امروز بر شما پيروز نمىگردد، و من همسايه و پناه دهنده شما هستم، ولى هنگامى كه مجاهدان اسلام، و فرشتگان حامى آنها را ديد، به عقب برگشت، و گفت: من از شما بيزارم، من چيزى را مىبينم كه شما نمىبينيد، من از خدا مىترسم!، و خداوند شديد العقاب است»!
و يا اين كه منظور، از «انسان» همان «برصيصا» عابد بنى اسرائيل است كه فريب شيطان را خورد و كافر شد، و در لحظات حساس، شيطان از او بيزارى جست و از او جدا شد كه شرح آن به خواست خدا خواهد آمد.
تفسير اول، با مفهوم آيه سازگارتر است و تفسير دوم و سوم، مىتواند بيان مصداقى از آن مفهوم گسترده باشد، و به هر حال، عذابى را كه شيطان از آن اظهار وحشت مىكند، ظاهراً عذاب دنيا است، و بنابراين، ترس او جدى است نه شوخى و استهزاء، و بسيارند كسانى كه از مجازاتهاى نزديك مىترسند ولى نسبت به مجازاتهاى دراز مدت، بىاعتناء هستند.
آرى، چنين است حال منافقان كه دوستان خود را با وعدههاى دروغين و