تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٠
مىبينيم كه با آن همه سلاح و وسائل پيشرفته، باز از «ملّتى كوچك ولى مؤمن و از جان گذشته»، در وحشتند.
نظير همين معنى در آيه ١٥١ سوره «آل عمران» نيز آمده است: سَنُلْقِى فِى قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْيُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ: «به زودى در دلهاى كافران رعب و وحشت مىافكنيم، چرا كه چيزهائى را براى خدا شريك قرار دادند، و جايگاه آنها آتش است، و چه بد جايگاهى است قرارگاه ظالمان»!
***
سپس، به بيان نشانه روشنى از اين ترس درونى پرداخته، مىافزايد: «آنها هرگز با شما به صورت دسته جمعى جز در دژهاى محكم يا از پشت ديوارها نمىجنگند، و از روياروئى با شما وحشت دارند» «لايُقاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً إِلَّا فِى قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ».
«قُرىً» جمع «قريه» به معنى «آبادى» است، اعم از شهر يا روستا، و گاه به معنى انسانهاى مجتمع در يك محل، نيز آمده است.
«مُحَصَّنَة» از ماده «حصن» (بر وزن جسم) به معنى دژ مىباشد، بنابراين «قرى محصنه» به آباديهائى گفته مىشود كه به وسيله برج و بارو يا كندن خندق يا موانع ديگر از هجوم دشمن در امان است.
«جُدُر» جمع «جدار» به معنى «ديوار» است، و ريشه اصلى اين لغت به معنى ارتفاع و بلندى است.
آرى، آنها چون از دژ ايمان و توكل بر خدا، بيرون هستند جز در پناه ديوارها و قلعههاى محكم، جرأت جنگ و روياروئى با مؤمنان را ندارند!.
و مىافزايد: اما اين نه به خاطر آن است كه آنها افرادى ضعيف و ناتوان و