تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
مىشمردند، و در روايات شديداً از تبرك به آن روز نهى شده، و حتى دستور دادهاند كه آن روز را روز ذخيره آذوقه سال و مانند آن نكنند، بلكه كسب و كار را در آن روز تعطيل كرده، و عملًا از برنامه بنى اميه فاصله بگيرند.
مجموع اين روايات سبب شده كه بعضى مسأله «سعد و نحس ايام» را چنين تفسير كنند كه: مقصود اسلام توجه دادن مسلمين به اين حوادث است، تا از نظر عمل، خود را بر حوادث تاريخى سازنده، تطبيق دهند، و از حوادث مخرب و روش بنيانگذاران آنها، فاصله گيرند.
اين تفسير، ممكن است در مورد قسمتى از اين روايات صادق باشد، ولى، در مورد همه آنها مسلماً صادق نيست؛ چرا كه از بعضى از آنها استفاده مىشود تأثير مرموزى در بعضى ايام احياناً وجود دارد، كه ما از آن آگاهى نداريم.
ب: اين نكته نيز قابل دقت است كه، بعضى در مسأله «سعد و نحس ايام» به اندازهاى راه افراط را پوئيدهاند كه، به هر كارى مىخواهند دست بزنند قبلًا به سراغ سعد و نحس ايام مىروند، و عملًا از بسيارى فعاليتها باز مىمانند، و فرصتهاى طلائى را از دست مىدهند.
يا اين كه به جاى بررسى عوامل شكست و پيروزى خود و ديگران، و استفاده از اين تجربيات گرانبها در زندگى، گناه همه شكستها را به گردن شومى ايام مىاندازند، همان گونه كه رمز پيروزىها را در نيكى ايام جستجو مىكنند!
اين يك نوع فرار از حقيقت، و افراط در مسأله، و توضيح خرافى حوادث زندگى است كه، بايد از آن به شدت پرهيز كرد، و در اين مسائل نه گوش به شايعات ميان مردم داد، نه سخن منجمان، و نه گفته فالگيران، اگر چيزى در حديث معتبرى در اين زمينه ثابت شود، بايد پذيرفت، و گرنه بىاعتنا به گفته اين و آن، بايد خط زندگى را ادامه داد، و با تلاش و سعى و كوشش، به پيش محكم