تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٤
آيه بعد مصرف «فىء» را كه در آيه قبل آمده است، به وضوح بيان مىكند و به صورت يك قاعده كلى مىفرمايد: «آنچه را خداوند از اهل اين آباديها به رسولش بازگردانده است از آن خدا، و رسول، و خويشاوندان او و يتيمان و مستمندان و درراهماندگان است» «وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ».
يعنى اين همانند غنائم جنگهاى مسلحانه نيست كه تنها يك پنجم آن در اختيار پيامبر صلى الله عليه و آله و ساير نيازمندان قرار گيرد، و چهار پنجم، از آن جنگجويان باشد.
و نيز اگر در آيه قبل گفته شد كه، تمام آن متعلق به رسول خدا است مفهومش اين نيست كه تمام آن را در مصارف شخصى مصرف مىكند، بلكه چون رئيس حكومت اسلامى، و مخصوصاً مدافع و حافظ حقوق نيازمندان است، قسمت عمده را در مورد آنها صرف مىكند.
در اين آيه، به طور كلى شش مصرف براى «فىء» ذكر شده:
١- سهم خداوند، بديهى است خداوند مالك همه چيز است، و در عين حال، به هيچ چيز نيازمند نيست، و اين يك نوع نسبت تشريفى است تا گروههاى ديگر كه بعد از آن ذكر شدهاند، هيچ نوع احساس حقارت نكنند و سهم خود را همرديف سهم خدا محسوب دارند، و ذرهاى از شخصيت آنها در افكار عمومى كاسته نشود.
٢- سهم پيامبر صلى الله عليه و آله است كه طبعاً نيازمنديهاى شخصى او و سپس نيازمنديهاى مقامى او و انتظاراتى را كه مردم از او دارند، تأمين مىكند.
٣- سهم ذوى القربى است كه بدون شك در اينجا منظور خويشاوندان پيامبر صلى الله عليه و آله و بنى هاشم است كه از گرفتن «زكات» كه جزء اموال عمومى مسلمين