تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣
شد، و به طور كامل در اختيار رئيس مسلمين، قرار مىگيرد، او هم با صلاحديد خود، در مصارفى كه در آيه بعد مىآيد، مصرف مىكند.
سپس مىافزايد: چنان نيست كه پيروزىها هميشه نتيجه جنگهاى شما باشد، «ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلط مىسازد، و خداوند بر همه چيز تواناست» «وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
آرى، پيروزى بر دشمن سرسخت و نيرومندى همچون يهود «بنى نضير» با امدادهاى غيبى خداوند صورت گرفت، تا بدانيد خداوند بر همه چيز قادر است، و مىتواند در يك چشم بر همزدن، قومى نيرومند را زبون سازد، و گروهى اندك را بر آنها مسلط كند، و تمام امكانات را از گروه اول، به گروه دوم منتقل نمايد.
اينجاست كه مسلمانان مىتوانند، در چنين ميدانهائى هم درس معرفة اللّه را بياموزند، و هم نشانههاى حقانيت پيامبر صلى الله عليه و آله را ببينند، و هم برنامه اخلاص و اتكاء به ذات پاك خدا را در تمام مسير راهشان ياد گيرند.
در اينجا سؤالى مطرح مىشود و آن اين كه: غنائم يهود «بنى نضير» بدون جنگ در اختيار مسلمانان قرار نگرفت، بلكه لشكر كشى كردند و قلعههاى يهود را در حلقه محاصره قرار دادند، و حتى گفته مىشود درگيرى مسلحانه محدودى نيز رخ داد.
در پاسخ مىگوئيم: قلعههاى «بنى نضير»- چنان كه گفتهاند- فاصله چندانى از «مدينه» نداشت (بعضى از مفسران فاصله را دو ميل، كمتر از ٤ كيلومتر، ذكر كردهاند) و مسلمانان پياده به سوى قلعهها آمدند، بنابراين زحمتى متحمل نشدند، اما وقوع درگيرى مسلحانه از نظر تاريخى ثابت نيست، محاصره نيز چندان به طول نيانجاميد، بنابراين، مىتوان گفت: در حقيقت چيزى كه بتوان نام آن را نبرد گذاشت، رخ نداد و خونى بر زمين ريخته نشد.
***