تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١١
«بنى نضير» را بازگو مىكرد، شأن نزول آن نيز ادامه همان شأن نزول است.
توضيح اين كه، بعد از بيرون رفتن يهود «بنى نضير» از «مدينه»، باغها و زمينهاى كشاورزى و خانهها و قسمتى از اموال آنها در مدينه باقى ماند، جمعى از سران مسلمين خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدند و طبق آنچه از سنت عصر جاهليت به خاطر داشتند، عرض كردند: برگزيدههاى اين غنيمت، و يك چهارم آن را برگير، و بقيه را به ما واگذار، تا در ميان خود تقسيم كنيم! آيات فوق نازل شد و با صراحت گفت: چون براى اين غنائم، جنگى نشده و مسلمانان زحمتى نكشيدهاند تمام آن تعلق به رسول اللّه (رئيس حكومت اسلامى) دارد (و او هر گونه صلاح بداند تقسيم مىكند و چنان كه بعداً خواهيم ديد، پيامبر صلى الله عليه و آله اين اموال را در ميان مهاجرين كه دستهاى آنها در سرزمين «مدينه» از مال دنيا تهى بود، و تعداد كمى از انصار، تقسيم كرد). «١»
***
تفسير:
حكم غنائمى كه بدون جنگ به دست مىآيد
اين آيات، چنان كه گفتيم، حكم غنائم «بنى نضير» را بيان مىكند، و در عين حال روشنگر يك قانون كلى در زمينه تمام غنائمى است كه بدون دردسر و زحمت و رنج، عائد جامعه اسلامى مىشود كه در فقه اسلامى به عنوان «فىء» ياد شده است.
مىفرمايد: «آنچه را خداوند به رسولش از آنها باز گرداند، چيزى است كه شما براى تحصيل آن نه اسبى تاختيد، و نه شترى» «وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ