تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١
نكته:
«سعد» و «نحس» ايام
در ميان مردم معمول است، بعضى از روزها را «روز سعد و مبارك»، و بعضى را «روز شوم و نحس» مىشمرند، هر چند در تعيين آن اختلاف بسيار است، سخن اينجا است كه، اين اعتقاد عمومى تا چه حد در اسلام پذيرفته شده؟ و يا از اسلام گرفته شده است؟
البته، اين از نظر عقل محال نيست كه، اجزاء زمان با يكديگر تفاوت داشته باشند، بعضى داراى ويژگيهاى نحوست، و بعضى ويژگيهاى ضد آن، هر چند از نظر استدلال عقلى راهى براى اثبات يا نفى چنين مطلبى در اختيار نداريم، همين اندازه مىگوئيم: ممكن است، ولى از نظر عقل ثابت نيست.
بنابراين، اگر دلائل شرعى از طريق وحى، كه افقهاى وسيعترى را روشن مىسازد، بر اين معنى در دست داشته باشيم، قبول آن نه تنها بىمانع، بلكه لازم است.
در آيات قرآن، تنها در دو مورد اشاره به «نحوست ايام» شده است: يكى در آيات مورد بحث، و ديگرى در آيه ١٦ سوره «فصّلت» كه درباره همين ماجراى قوم «عاد» سخن مىگويد، در آنجا مىخوانيم: فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ: «ما تندبادى سخت و سرد در روزهاى شومى بر آنها مسلط ساختيم». «١»
و در نقطه مقابل، تعبير «مبارك» نيز در بعضى از آيات قرآن ديده مىشود،