تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٢
مختلف پراكنده شدند، در حالى كه طبق نقل تواريخ، از آغاز به اين جهت در سرزمين «مدينه» سكنى گزيده بودند كه پيامبر موعود كتب خويش را درك كنند، و در صف اول يارانش قرار گيرند!
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: كَانَ أَكْثَرَ عِبَادَةِ أَبِى ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ التَّفَكُّرُ وَ الإِعْتِبَارُ: «بيشترين عبادت ابوذر تفكر و عبرت گرفتن بود». «١»
اما مع الاسف، بسيارند كسانى كه: بايد همه حوادث دردناك را خودشان بيازمايند، و طعم تلخ شكستها را شخصاً بچشند، و هرگز از وضع ديگران عبرت نمىگيرند.
امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: السَّعِيدُ مَنْ وُعِظَ بِغَيْرِهِ: «سعادتمند كسى است كه از ديگران پند و عبرت گيرد»!. «٢»
***
آيه بعد، مىافزايد: «اگر نه اين بود كه خداوند بر آنها مقرر داشته بود كه جلاى وطن كنند و منطقه را ترك گويند، آنها را در همين دنيا مجازات مىكرد» «وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِى الدُّنْيا».
بدون شك، جلاى وطن و رها كردن قسمت عمده سرمايههائى كه يك عمر فراهم كرده بودند، خود براى آنها عذابى دردناك بود، بنابراين منظور از جمله فوق، اين است كه اگر اين عذاب براى آنها مقدر نشده بود، عذاب ديگرى كه همان قتل و اسارت به دست مسلمانان بود، بر سر آنها فرود مىآمد، خدا مىخواست آنها در جهان آواره شوند، و اى بسا اين آوارگى براى آنها دردناكتر بود؛ زيرا هر وقت به ياد آن همه دژها و خانههاى مجلل و مزارع و باغات خود