تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٧
بيانگر علم و قدرت و عظمت و حكمت خدا است.
و از سوى ديگر، به عقيده جمعى از دانشمندان: هر موجودى در عالم خود سهمى از عقل و درك و شعور دارد، هر چند ما از آن آگاه نيستيم، و به همين دليل با زبان خود تسبيح خدا مىگويد، هر چند گوش ما توانائى شنوائى آن را ندارد، سرتاسر جهان غلغله تسبيح و حمد او است هر چند ما نامحرمان از آن بىخبريم، اما آنها كه از جمادى سوى جانِ جانان رفتهاند و براى آنان از غيب چشمى باز شده، با تمامى موجودات جهان همرازند، و نطق آب و گل را به خوبى مىشنوند، چرا كه اين نطق محسوس اهل دل است!
به ذكرش، هرچه خواهى در خروش است دلى داند چنين معنى كه گوش است
نه بلبل، بر گلش تسبيحخوان است كه هر خارى به توحيدش زبان است!
شرح بيشتر پيرامون اين سخن ذيل آيه ٤٤ سوره «اسراء» آمده است. «١»
***
بعد از بيان اين مقدمه، به داستان رانده شدن يهود «بنى نضير» از «مدينه» پرداخته مىفرمايد: «خداوند كسى است كه كافران اهل كتاب را در اولين اجتماع و برخورد با مسلمانان، از خانههايشان بيرون كرد»! «هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِاوَّلِ الْحَشْرِ».
«حَشر» در اصل به معنى «حركت دادن جمعيت و خارج ساختن آنها» از قرارگاهشان به سوى ميدان جنگ و مانند آن است، و منظور از آن در اينجا:
اجتماع و حركت مسلمانان از «مدينه» به سوى قلعههاى يهود، و يا اجتماع يهود