تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣
حكيم است!
٢- او كسى است كه كافران اهل كتاب را در نخستين برخورد (با مسلمانان) از خانههايشان بيرون راند. گمان نمىكرديد آنان خارج شوند، و خودشان نيز گمان مىكردند كه دژهاى محكمشان آنها را از عذاب الهى مانع مىشود؛ اما خداوند از آنجا كه گمان نمىكردند به سراغشان آمد و در دلهايشان ترس و وحشت افكند، به گونهاى كه خانههاى خود را با دست خويش و با دست مؤمنان ويران مىكردند؛ پس عبرت بگيريد اى صاحبان چشم!
٣- و اگر نه اين بود كه خداوند ترك وطن را بر آنان مقرّر داشته بود، آنها را در همين دنيا مجازات مىكرد؛ و براى آنان در آخرت نيز عذاب آتش است!
٤- اين به خاطر آن است كه آنها با خدا و رسولش دشمنى كردند؛ و هر كس با خدا دشمنى كند (بايد بداند كه) خدا مجازات شديدى دارد!
٥- هر درخت با ارزش نخل را قطع كرديد يا آن را به حال خود واگذاشتيد، همه به فرمان خدا بود؛ و براى اين بود كه فاسقان را خوار و رسوا كند!
شأن نزول:
مفسران و محدثان و ارباب تواريخ، در مورد اين آيات، شأن نزول مفصلى ذكر كردهاند كه فشرده آن چنين است:
در سرزمين «مدينه» سه گروه از يهود زندگى مىكردند: «بنى نضير»، «بنى قريظه» و «بنى قينقاع» و گفته مىشود كه: آنها اصلًا اهل «حجاز» نبودند ولى، چون در كتب مذهبى خود خوانده بودند كه پيامبرى از سرزمين «مدينه» ظهور مىكند، به اين سرزمين كوچ كردند، و در انتظار اين ظهور بزرگ، بودند.
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به «مدينه» هجرت فرمود با آنها پيمان عدم