تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣
مسأله «ولايت» به معنى خاص، و حبّ فى اللّه و بغض فى اللّه به معنى عام، مسألهاى است كه در روايات اسلامى روى آن تأكيد فراوان شده است، تا آنجا كه «سلمان فارسى» به امير مؤمنان على عليه السلام عرض مىكند: هر زمان خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدم، دست بر شانه من زد، و اشاره به تو كرد و فرمود: «اى سلمان! اين مرد و حزبش پيروزند»! (يا أَبَا الْحَسَنِ ما أَطْلَعْتُ عَلى رَسُولِ اللَّهِ إِلَّا وَ ضَرَبَ بَيْنَ كِتْفَىَّ وَ قالَ يا سَلْمانُ! هذا وَ حِزْبُهُ هُمُ الْمُفْلِحُونَ). «١»
و در مورد دوم، يعنى «ولايت عامه» در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: وُدُّ الْمُؤْمِنِ لِلْمُؤْمِنِ فِي اللَّهِ مِنْ أَعْظَمِ شُعَبِ الإِيمَانِ: «دوستى مؤمن نسبت به مؤمن براى خدا، از مهمترين شعبههاى ايمان است». «٢»
و در حديث ديگرى، آمده است: «خداوند به موسى وحى فرستاد، آيا هرگز عملى براى من انجام دادهاى؟ عرض كرد: آرى، براى تو نماز خواندهام، روزه گرفتهام، انفاق كردهام، و به ياد تو بودهام، فرمود: اما نماز براى تو نشانه حق است، و روزه سپر آتش، و انفاق سايهاى در محشر، و ذكر، نور است، كدام عمل را براى من بجا آوردهاى اى موسى؟! عرض كرد: خداوندا خودت مرا در اين مورد راهنمائى فرما»، فرمود: هَلْ وَالَيْتَ لِي وَلِيّاً؟ وَ هَلْ عَادَيْتَ لِي عَدُوّاً قَطُّ؟ فَعَلِمَ مُوسَى أَنَّ أَفْضَلَ الأَعْمَالِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ!: «آيا هرگز، به خاطر من كسى را دوست داشتهاى؟ و به خاطر من كسى را دشمن داشتهاى؟ اينجا بود كه موسى دانست: برترين اعمال، حبّ فى اللّه و بغض فى اللّه است (دوستى براى خدا و دشمنى براى خدا)». «٣»