تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨
هر قدر پيامبر آنها، «هود» عليه السلام بر تبليغات خود مىافزود، و از راههاى مختلف براى بيدار ساختن آنها تلاش مىكرد، آنها بر خيرهسرى و لجاجت خود مىافزودند، و غرور ناشى از ثروت و امكانات مادى و غفلت ناشى از غرق بودن در شهوات، گوش شنوا و چشم بينا را از آنها گرفته بود.
سرانجام، خداوند آنها را با عذاب دردناكى مجازات كرد، لذا در دنباله همين آيه، به صورت سربسته مىفرمايد: بنگريد «عذاب و انذارهاى من چگونه بود»؟
«فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ».
***
و در آيات بعد، به شرح اين اجمال پرداخته، مىافزايد: «ما تندباد وحشتناك و سردى را در يك روز شوم كه استمرار و ادامه داشت بر آنها فرستاديم» «إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ».
«صَرْصَر» از ماده «صر» (بر وزن شر) در اصل به معنى بستن و محكم كردن است، و تكرار آن در واژه «صرصر» براى تأكيد است، و از آنجا كه اين باد، هم شديد بوده است و هم سرد، هم پر سوزش و هم پر سر و صدا، اين واژه به آن اطلاق شده است.
«نَحس» در اصل به معنى سرخى شديدى است كه گاه در افق ظاهر مىشود، همچون، شعله آتش بى دودى كه عرب آن را «نحاس» مىگويد، سپس اين واژه به هر چيز شوم در مقابل «سعد» اطلاق شده است (دقت كنيد).
«مُسْتَمِر» صفتى است براى «يوم» يا «نحس»، در صورت اول مفهومش اين است كه: حوادث آن روز همچنان استمرار يافت، و چنان كه در آيه ٧ در سوره «حاقه» آمده است: «هفت شب و هشت روز اين عذاب الهى به طور مداوم بر آنها مسلط بود، تا همگى را در هم كوبيد، و كسى را زنده نگذاشت».