تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٠
آزمونى بود براى آنها و نيز كمكى به مستمندان، و وسيله مؤثرى براى كم شدن اين مزاحمتها.
پس از آن مىافزايد: «اين براى شما بهتر و پاكيزهتر است» «ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ».
اما «خير» بودن اين صدقه، هم براى متمكنان بود، زيرا موجب ثوابى مىشد، و هم براى نيازمندان، چرا كه وسيله كمكى به آنها محسوب مىگشت.
و اما «اطهر» بودنش، از اين نظر بود كه قلوب اغنيا را از حب مال مىشست، و قلوب نيازمندان را از كينه و ناراحتى، زيرا هنگامى كه نجوا از صورت مجانى در مىآمد، و نياز به دادن صدقهاى داشت، طبعاً كمتر مىشد همان گونه كه شد، و اين يك نوع پاكيزهگى براى محيط فكرى و اجتماعى مسلمانان بود.
ولى، از آنجا كه اگر وجوب صدقه قبل از نجوا، عموميت مىداشت فقرا از طرح مسائل مهم يا نيازهاى خود در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله به صورت نجوا محروم مىشدند، در ذيل آيه حكم صدقه را از اين گروه برداشته مىفرمايد: «اگر توانائى نداشته باشيد، خداوند غفور و رحيم است» «فَإِنْ لَمْتَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ».
و به اين ترتيب، آنها كه تمكن مالى داشتند دادن صدقه قبل از نجوا براى آنان واجب بود، و آنها كه نداشتند، بدون آن مىتوانستند با پيامبر صلى الله عليه و آله نجوا كنند.
***
جالب اين كه دستور فوق تأثير عجيبى گذاشت و آزمون جالبى شد و همگى جز يك نفر، از دادن صدقه و نجوا خوددارى كردند، و او امير مؤمنان على عليه السلام بود اينجا بود كه آنچه لازم بود روشن شود، شد، و آنچه بايد مسلمانان از اين دستور بفهمند و درس گيرند، گرفتند، لذا آيه بعد نازل گرديد، و اين حكم را نسخ كرد فرمود: «آيا ترسيديد فقير شويد كه از دادن صدقه قبل از نجوا خوددارى