تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥
به تحيت عصر جاهليت باشد كه مىگفتند: أَنْعِمَ صَباحاً: «صبحت توأم با راحتى باد» و: أَنْعِمَ مَساءاً: «عصرت توأم با راحتى باد» بى آنكه در كلام خود، توجهى به خدا كنند و از او سلامت و خير براى طرف مقابل بطلبند.
اين امر، گرچه در جاهليت معمول بود، اما تحريم آن ثابت نيست و تفسير آيه فوق به آن، بعيد است.
پس از آن مىافزايد: «آنها نه فقط مرتكب اين گناهان بزرگ مىشوند، بلكه آنچنان از باده غرور سرمست هستند كه «در دل مىگويند: اگر اعمال ما بد است و خدا مىداند، پس چرا ما را به خاطر گفتههايمان كيفر نمىدهد»؟! «وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ».
به اين ترتيب، هم عدم ايمان خود را به نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله ثابت كردند، و هم عدم ايمان به احاطه علمى خداوند.
ولى، قرآن در يك جمله كوتاه، به آنها چنين پاسخ مىگويد: «جهنم براى آنها كافى است، و نيازى به مجازات ديگر نيست، همان جهنمى كه به زودى وارد آن مىشوند، و چه بد جايگاهى است» «حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصِيرُ».
البته، اين تعبير نفى عذاب دنيوى را درباره آنها نمىكند، ولى اين حقيقت را آشكارا مىگويد كه، اگر هيچ كيفرى جز عذاب جهنم نباشد، براى آنها كفايت مىكند و كيفر همه اعمال خود را يكجا در دوزخ خواهند ديد.
***
و از آنجا كه مؤمنان نيز گهگاه، به خاطر ضرورتها يا تمايلاتى، به نجوا مىپرداختند، در آيه بعد، روى سخن را به آنها كرده، و براى اين كه در اين كار آلوده به گناهان منافقان و يهود نشوند، مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد هنگامى كه نجوا مىكنيد، به گناه و تعدى و معصيت رسول خدا نجوا نكنيد،