تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩
٦- بعضى از مفسران، براى آيه شأن نزولى از «ابن عباس» نقل كردهاند كه:
درباره سه نفر به نامهاى «ربيعه» و «حبيب» و «صفوان» نازل شده، آنها با هم سخن مىگفتند، يكى از آنها به ديگرى گفت: آيا خدا آنچه را ما مىگوئيم مىداند؟ دومى گفت: مقدارى را مىداند و مقدارى را نمىداند! سومى گفت: اگر مقدارى را مىداند همه را مىداند! (آيه فوق نازل شد و اعلام كرد كه خداوند در هر نجوا حاضر است و از همه چيز در زمين و آسمان آگاه است، تا اين غافلان كوردل از اشتباه خود در آيند). «١»
***
نكته:
حضور خداوند در هر نجوا
همان گونه كه گفتيم، خداوند نه جسم است، نه عوارض جسمانى دارد، و به همين دليل، زمان و مكانى براى او تصور نمىشود، ولى در عين حال اگر تصور كنيم: ممكن است جائى باشد كه خدا در آنجا حاضر و ناظر نباشد او را محدود ساختهايم.
به تعبير ديگر، او احاطه علمى به همه چيز دارد، در عين اين كه مكانى براى او متصور نيست، به علاوه فرشتگان او همه جا حاضرند و همه اعمال و اقوال را مىشنوند و ثبت مىكنند.
و لذا در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام در تفسير اين آيه مىخوانيم: إِنَّما أَرادَ بِذلِكَ إِسْتِيلاءُ أُمَنائِهِ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى رَكِبَها فِيْهِمْ عَلى جَمِيْعِ خَلْقِهِ وَ إِنَّ فِعْلَهُمْ فِعْلُهُ: «منظور اين است كه امناء خداوند با قدرتى كه به آنها بخشيده بر تمام مخلوقاتش سلطه دارند و چون كار آنها كار او است اين حضور به وى