تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨
خود آيه است، چرا كه جمله «وَ لاأَدْنى مِنْ ذلِكَ» اشاره به كمتر از سه نفر، يعنى دو نفر مىكند، البته هنگامى كه دو نفر با هم نجوا مىكنند حتماً بايد شخص ثالثى در آن نزديكى حضور داشته باشد، و الا لزومى براى نجوا نيست، اما اين سخن ارتباطى با آنچه گفتيم ندارد.
٣- قابل توجه اين كه: در آيه فوق، نخست از نجواى سه نفرى و بعد پنج نفرى سخن مىگويد، و اما از نجواى چهار نفرى كه در ميان اين دو قرار دارد سخنى به ميان نيامده است، گرچه همه اينها از باب مثال است ولى بعضى از مفسران وجوه مختلفى براى آن ذكر كردهاند كه از همه مناسبتر، اين است كه، منظور رعايت فصاحت در كلام و عدم تكرار است، زيرا اگر مىفرمود هر سه نفرى كه به نجوا بنشينند خداوند چهارمين آنها است و هر چهار نفرى كه به نجوا بنشينند خداوند پنجمين آنها است عدد «چهار» تكرار مىشد، و اين از فصاحت دور است.
بعضى نيز گفتهاند: اين آيات درباره گروهى از منافقان نازل شده كه درست به همين عدد، يعنى عدد سه و پنج نفر بودند.
٤- منظور از اين كه: خداوند چهارمين يا ششمين آنهاست اين است كه او در همه جا حاضر و ناظر و از همه چيز آگاه است، و گرنه ذات پاكش نه مكان دارد و نه هرگز توصيف به اعداد مىشود، و يگانگى او نيز، وحدت عددى نيست بلكه، به اين معنى است كه شبيه و نظير و مثل و مانند، ندارد.
٥- اين نكته نيز قابل توجه است كه: در ذيل آيه، سخن را از نجوا فراتر برده و مىفرمايد: «خداوند همه جا با مردم است و آنها را از اعمالشان روز قيامت با خبر مىسازد» و آيه را با احاطه علمى خداوند پايان مىدهد، همان گونه كه شروع آيه نيز از احاطه علمى خداوند نسبت به همه چيز است.