تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧
«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الأَرْضِ».
گرچه روى سخن در اينجا به پيامبر است، ولى مقصود عموم مردم مىباشد «١» و اين در حقيقت، مقدمهاى است براى بيان مسأله نجوى و سخنان در گوشى.
آنگاه مىافزايد: «هيچ گاه سه نفر با هم در گوشى صحبت نمىكنند، مگر اين كه خداوند چهارمين آنهاست، و هيچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمىكنند، مگر اين كه خداوند ششمين آنهاست» «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ». «٢»
«و نه تعدادى كمتر و نه بيشتر از آن، مگر اين كه او همراه آنهاست هر جا باشند» «وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا».
«سپس روز قيامت آنها را از اعمالشان آگاه مىسازد؛ چرا كه خداوند به هر چيزى دانا است» «ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ».
در اين آيه چند نكته جلب توجه مىكند:
١- «نجوى» و «نجات» در اصل، به معنى مكان بلندى است كه به خاطر ارتفاعش از اطراف جدا شده، و از آنجا كه هرگاه انسان بخواهد ديگرى بر سخنانش آگاه نشود، به نقطهاى مىرود كه از ديگران جدا باشد، به سخنان در گوشى «نجوى» گفتهاند، و يا از اين نظر كه نجواكننده، مىخواهد اسرار خود را از اين كه در دسترس ديگران قرار گيرد «نجات» بخشد.
٢- بعضى معتقدند: «نجوى» حتماً بايد ميان سه نفر يا بيشتر باشد و اگر دو نفر باشند به آن «سرار» (بر وزن كنار) گفته مىشود، ولى اين بر خلاف ظاهر